سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک درباره اوقات شرعی

88/8/26
1:10 ع

    جای بسی مسرت است که پس از مدتها در رسانه ملی ، دیگر بار شاهد پخش مجموعه ای تلویزیونی همچون شمس العماره هستیم که از لحاظ ساختار و محتوا دارای نقاط قوت بسیار زیادی است و انتظار می رود که این سریال مانند برخی سریالهای نوستالوژیک همچون : در پناه تو ، لیلی با من است ، آژانس دوستی ، همسران و ... در اذهان بیننده و جامعه ایرانی ماندگار گردد .

     اگرچه داستان شمس العماره دارای وجوه مثبت زیادی از منظر روانشناختی و اجتماعی می باشد اما در پیش چشم قرار دادن نوعی از خانواده ها که دارای وضعیت اقتصادی بسیار مطلوب می باشند در مقابل جمع کثیری از جامعه که فاصله ای شدید با این طبقه اجتماعی دارند می تواند باعث ایجاد و افزایش تفکرات و رفتارهای حسادت آمیز در میان آنان شود و چه بسا فشار فرزندان به والدین و بد اخلاقی در بین آنها رشد یابد .

 

     وجود گزینه های زیاد در هنگام انتخاب و ازدواج دختران و در دست داشتن ابتکار عمل توسط آنها ، موضوعی نادر در اجتماع کنونی ماست ! در دوره ای که بسیاری از دختران ، بدون وجود حتی یک خواستگار ، مدتها به انتظار می نشینند و در برخی موارد ، طعم تلخ تجرد را تا سنین بالا می چشند ، داستانهایی مثل شمس العماره که بصورتی افراطی ، تعدد گزینه های پیش روی یک دختر اشرافی را به تصویر می کشد ، میتواند دارای بازخوردی منفی و چه بسا تخریب کننده و رنج آور از نظر روانشناختی و فرهنگی در میان دختران دم بخت باشد و یاس و افسردگی نسبت به شرایط موجود و نفرت و عصبانیت در مواجهه با طبقه های مرفه جامعه را بوجود آورد .

     البته تعدد موارد قابل انتخاب در داستان شمس العماره را می توان از جهتی ستود و آن اینکه ، فضای مطلوبی برای شناخت خواستگاران و تحلیل ویژگیهای شخصیتی افراد فراهم می آورد اما به نظر می رسد که شیوه ای اینچنینی در نمایش و روایت داستان باعث عکس العمل و تاثیر مثبت در میان گروه هدف ( خانواده ها ) نباشد ، چراکه ناخودآگاه در آنان احساس عدم وجود شرایط مناسب برای دست زدن به انتخاب شایسته در نبود گزینه های زیاد بوجود می آید و خواستگاران ابتدایی ، مشمول پاسخهایی سخت و شکننده مانند : قصد ادامه تحصیل و فرصت بیشتر برای تصمیم گیری از طرف خانواده ی دختر می گردند و اطرافیان دختر و خود او در بین خوف و رجا و شک و دودلی در انتظار شاهزاده ای با اسب سفید می نشینند !

 

     قرار گرفتن دو سبک متفاوت از فرهنگ و زندگی شهری ، کنار یکدیگر ، مانند خانواده های شمس الزمان ( مرفه ) و رحمت ( پایین دست ) ، و بوجود آمدن نوعی همزیستی مسالمت آمیز و صمیمیت فارغ از برخی رنگ و لعابها و تنگ نظری های متجددانه و امروزین در میان آنها ، بسیار در خور تحسین و سپاس است و میتواند نقطه عطفی در ایجاد فرهنگ ایرانی – اسلامی در میان جامعه کنونی ما که کم وبیش به سمت پارادایم غربی در حال سیر است باشد . در این زمینه ، نقاط قوت فراوانی در مجموعه مذکور قابل طرح و تحسین است که از میان آنها می توان به رفتار صمیمی شریفه با لیلا و خانواده شمس الزمان و گپ و گفتهای همدلانه میان آنها ، توجه دو خانواده ( مرفه و پایین دست ) به مشکلات زندگی یکدیگر و سعی و دغدغه آنان در جهت مدد رسانی ، نقش پررنگ عمو هرمز در مشورت خالصانه و جدا از فاصله طبقاتی ، عدم جداسازی دو خانواده در میهمانیها و جشنها و حضور فعالانه خانواده رحمت در مراسم خانواده شمس الزمان و ... ، اشاره کرد .

     به هر حال شمس العماره با نقاط قوت بسیار و ضعفهایی قابل رفع ، راه را برای فعالیت و تلاش در عرصه ساخت فیلمهای خانوادگی واقع گرایانه ، ماندگار و تاثیر گذار ، هموارتر ساخت و با ساختار داستانی و عوامل چیره دست باعث افزایش سطح سلیقه مخاطبان رسانه ملی گردیدکه در عین حال ، لزوم حمایت مسئولان صداوسیما و بخشهای دیگر مرتبط با امر خانواده ، بشدت احساس میشود .


  

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ